خداراشکرتوفیقی نصیب من شده که بتوانم شبی بیست دقیقه پای صحبتهای یکی ازصالحین باشم وازسخنان گهربارایشان درمسجدی مقدس که به دستورپدرامام زمان بناشده وآنحضرت توجه خاصی به آنجا دارند استفاده کنم.ایشان آیت الله روحانی هستندکه درمسجدامام حسن عسگری (ع)قم بعدازنمازعشاءتشنگان حقیقت را سیراب میکنند.اگرخدابخواهد میخواهم گلچینی ازسخنان ایشان رابنویسم تابرای خودم یادآوری شودگفته ایشان برای من حجت است ونیازی به دانستن منبع آنهاندارم.
{زیارت امام رضا(ع) حکم هزار حج وعمره دارد.اگر میخواهید برکت زندگی تان زیاد شودیک زیارت به نیابت ازحضرت عبدالمطلب بجا آورید.ازنشانه های قبولی زیارت این است که بعداززیارت ببینیم ایا کارخوبی انجام دادیم یا نه.اگر مثلا بعدازبیرون آمدن به نامحرم نگاه کردیم نشانه عدم قبولی زیارت است.
ماباید بدانیم چگونه ازحضرت چیزی بخواهیم وقتی راهش را پیدا کردیم آنوقت است که آقا هرچه بخواهیم به ما میدهد.راهش این است که حضرت رابه مادرش زهرا(س)قسم بدهیم.}
بعدازصحبتهای ایشان رفتم جمکران.جای همه خالی.خدامیدونه تک تک شماهارابااسم یادکردم.یه سری به محل چاه حضرت زدم.باید بدونید اونجاچه جائیه.هرکسی برای خودش یه گوشه ای نشسته بودوکاغذوقلمی دردست داشت وچیزی مینوشت.ازبچه 5ساله که شاید نقاشی میکردتا پیرمرد70 ساله ای که به کمک زن 60ساله اش داشتند مینوشتند.هرکس یه نامه ای داشت به مولاش مینوشت.
یکی شایدنوشته بود:یاامام زمان، من بدهکارم کمکم کن.دیگری:من دخترم دم بخته میخوام جهازبخرم پول ندارم.اون یکی:من سال دیگه کنکوردارم کمکم کن قبول شم....یا امام زمان کی می آیی؟...
به قول یکی ازعرفا که:ما آمده ایم تا کولی بدیم ، نه اینکه کولی بگیریم(مرحوم کربلائی احمد تهرانی)
اون طرف یه عده دختردانش آموزداشتند دعای امام زمان را باصدای بلند میخواندند.
آنطرفتر زنی داشت نذری پخش می کرد.
یه گوشه دوزوج جوان درخلوت نمازجماعت دونفره میخواندند.
به هرحال هرکس با یه فکری اومده بود.ولی همه به خاطر یه چیز.
اون هم ابرازارادت به محضر مولاشون بود.
حالامگه میشه یه جا دوستداران کسی جمع شده باشندواصل کاری نباشه؟
اگه نباشه که خیلی بی معرفته.ولی مولای ما که میدونم معرفتش خیلی بیشترازاینهاست.
حالا من هم خودم را جای دوستداران مولا جازده بودم لای اون جمعیت راه میرفتم بلکه ماهم چون بین اون آدما هستیم نگاش هم به ما می افته.
لطفا نظر خود را در مورد این مطلب بگویید()